دشمن
به نظر من (كه در واقع نظر جورج اورول هستش و من با اون موافقم) بزرگترين دشمن انسان دستگاه عصبي خود اونه.
ادامه مطلب
به نظر من (كه در واقع نظر جورج اورول هستش و من با اون موافقم) بزرگترين دشمن انسان دستگاه عصبي خود اونه.
ولي اگر رام بشه، اگر بازيچه ي دست كسي مثل بازيگر سيرك بشه...
حتي تصورش برام غم انگيزه...
فراق يار نه آن كند كه بتوان گفت
رفت. بعد از 4 سال رفت... هميشه با احترام ازش ياد مي كنم چون مي دونم بي تقصير بود. عاشقم بود. اذيتش كردم.
امشب اشك ريختم و خالي شدم. بعد فكر كردم و پر شدم.
به ذهنم رسيد افكارم رو ثبت كنم. (طبق معمول اول براي خودم و بعد براي هر كسي كه مي خواد بخونه)
بنابرين تو اين پست ۲ تا مطلب رو بيان مي كنم:
۱- آيا ما مي توانيم "خود"مان را گول بزنيم؟
۲- چگونه بايد با تلخي هاي زندگي مواجه شد؟
همواره در طول زندگي در حال محك خوردنيم. محك نسبت به چيزي كه بهش باور داريم. به خدا، به دين، به خانواده، به عشق، به يه شاخه گل، به سيگار، به وبلاگي كه مخاطب نداره و يا به هري چيز ديگه.
به شخصه در زندگي سختي بسيار كشيدم. آدم كاملي نيستم. كما اينكه شايد از هر كسي بيشتر ناقص باشم. محك خوردم در حالي که در اوج ضعف بودم. به خيلي چيزا ايمان داشتم كه ديگه ندارم و بالعكس.
حرفم با خودم اينه: در اوج سختي احساس خوشبختي كردم. در اوج سياهي روشن ديدم. در اوج نفرت عاشق بودم. در اوج لمس "خار"، بوي گل استشمام كردم. پس.. از زندگي ممنونم. با همه محك هاي كه به من زده...
people we've talked about it! acting is reacting
اولين جمله جدي در انيميشن كمدي رنگو!
به تازگي اين انيميشن رو ديدم و دو نكته برام حايز اهميت بود:
اول اينكه بعضي كالا هاي استراتژيك، نقش بسيار مهمي در كنترل جوامع دارند.
و دوم اينكه آيا: ما قهرمان به دنيا ميايم؟ شرايط از ما قهرمان ميسازه؟ و يا اينكه اين ماييم كه با توجه به شرايط تصميم مي گيريم قهرمان باشيم يا نه؟؟

امیدوارم کسانی که کتاب های جناب "اریک آرتور بلیر" یا همان "جرج اورول" رو خوندن و با ایشون آشنایی دارن،از عنوان اولین پست من ناراحت نشن. این عنوان تنها به آغاز یک بلاگ، به دست یک آماتور اشاره داره.
امید دارم به کمک شما صاحب نظران بتونم به آگاهی خودم در باره این جهان اضافه کنم.
این رو گفتم که یه وقت این سوء تفاهم پیش نیاد که "نگارنده خودش رو مبتکر و موسس جهان اورولی میدونه"!
به کتاب علاقه دارم ولی کتاب خون قهاری نیستم.
به اورول علاقه دارم ولی دو کتابش رو بیشتر نخوندم.
عاشق بحث و تبادل نظرم ولی ادعای آگاهی نمی کنم (کما این که آگاه نیستم).
دوست دارم آدمی اجتماعی باشم ولی "فیس بوک" ندارم.
به شدت عاشق شنیدن نظرات مخالف هستم، در عین حال که در زمینه "جنبه" خودم رو فراتر از یک انسان معمولی نمی دونم.
خلاصه انسانی هستم با تمام محدودیت ها، نواقص و خلاء هاي يك انسان كاملاً معمولي.
باید بگم که این وبلاگ در مورد مدیوم های مختلف از جمله فیلم و بازی نیز هست و فقط به کتاب مربوط نمیشه. پس اگر این حقیر رو مورد لطف و عنایت قرار دادید و هر از چندگاهی سری به تریبون من زدید،از دیدن پست هایی که به کتاب و بالاخص جناب "جورج اورول" ربطی ندارن تعجب نکنید.
در نهایت باید اضافه كنم جوانی هستم پر شور، پر از عطش آگاهی و عاشق بحث های چالش برانگیز با انسان های فرهیخته.
امیدوارم از خواندن مطالبم، لذت آگاهانه ببرید.